دمی با خانواده شهدای سلامت، ۶

از موکب اربعین تا جبهه کرونا

از موکب اربعین تا جبهه کرونا

به گزارش کارت خوب، دکتر مجتبی عابدیان اخلاصگری که قرار بود طلبه شود تا در جبهه دین تلاش کند، کسب اجازه کرد تا رزمنده دفاع مقدس باشد اما تقدیرش به سفارش مادر ردای پزشکی شد تا در جبهه درمان بکوشد و نمونه این کوشش دو سال حضور در موکب های اربعین به عشق سیدالشهدا بود، در نهایت شهد شهادت را در میدان نبرد با کرونا نوشید.


غروب یکی از روزهای اسفندماه سال ۹۸ دکتر مجتبی عابدیان با همسرش تماس گرفت و از احساس کسالت و بیماری خود سخن گفت، هرچقدر به او اصرار کرد به منزل برگردد و استراحت کند، قبول نکرد، تا وقتی که به خاطر ضعف و خستگی شدید ناشی از بروز علایم بیماری کووید ۱۹ چند روز در منزل ماند.
با شدت گرفتن علایم بیماری به پیشنهاد یکی از همکارانش در بیمارستان تأمین اجتماعی نکا بستری شد؛ جایی که او برای نجات بیماران آن خطه، جوانی و سلامتی خویش را گذاشته بود. این بیمارستان را انتخاب کردند چون تصورشان این بود که دوستان و همکارانش به او رسیدگی می کنند و یکی دو شب می ماند و برمی گردد و بنابراین بلافاصله ادامه مداخلات درمانی توسط پزشک متحصص داخلی آغاز شد اما با عنایت به این که در ابتدای شیوع ناباورانه ویروس کرونا، بیمارستان تأمین اجتماعی نکا، تجهیزات کافی و متخصص عفونی با تجربه ای نداشت، همسر و پزشکان، دائما از دوستان و بهترین همکاران فوق تخصص دکتر عابدیان برای عرضه بهترین درمان ها مشاوره می گرفتند و یا آنها قبول زحمت می کردند و از ساری برای درمان وی بر بالینش حاضر می شدند.
هر روز علایم بیماری، بیشتر می شد و تب بالا، سرفه های شدید، ضعف و بی حالی امان او را بریده بود. در عین حال، گلو درد و زخم ناحیه حلق سبب شده بود تا با هر بار دمیدن اکسیژن به محل زخم، سوزش شدیدی در محل زخم احساس کند و شرایط استفاده از اکسیژن را هم برای وی آزاردهنده و طاقت فرسا کرده بود.
در حالی که میزان اکسیژن خون همچنان کاهش پیدا می کرد، زجر تنفسی سبب شده بود دائما از همکارانش بخواهد گازهای خونش را اندازه بگیرند تا در صورت رسیدن به مرحله خطر، برایش لوله گذاری در مجاری تنفسی را انجام دهند که در آن صورت احتمال بهبودی هم خیلی کم می شد. با همه شرایط بسیار سختی که داشت و رنج بی امانی که می کشید به تشویق های دائم همسر و فرزندش اهمیت می داد و از راه ماسک، اکسیژن تنفس می کرد.


تماس با مادر مجتبی برای ایجاد انگیزه
همسرش می گوید که با مادر مجتبی تماس تصویری می گرفت تا او را دلداری دهد و انگیزه ای برای دم و بازدم بیشتری داشته باشد. به او می گفتم به خاطر مادر و علی راد؛ پسرت تحمل کن و واقعا تلاش خویش را برای تنفس با ماسک اکسیژن ادامه داد. شب بسیار تلخ و سختی را گذراند. از دست ما کاری بر نمی آمد و بی تاب بودیم و نگاهمان به لطف و معجزه خدا بود.
مستاصل به هر یک از همکارانش که می شناختم، زنگ می زدم و کمک می خواستم. در نهایت با وخیم تر شدن شرایط ریه ها و حال بسیار بدش گفت «یادت باشد مرا کنار پدرم خاک کن» و از فرزندش حلالیت طلبید، به وی خاطرنشان کرد «علی راد اگر از بچگی تاحالا بدی در حقت کردم حلالم کن. خیلی دوستت دارم».
در نهایت ساعت ۸ بامداد جمعه ۱۹ اسفند به علت پایین آمدن شدید اکسیژن خون و وضعیت وخیم تنفسی به ناچار همکاران زحمتکش و ایثارگرش در آی سی یو مجبور به اینتوبه (لوله گذاری داخل نای) و اکسیژن رسانی با دستگاه ونتیلاتور شدند. پس از آن سعی کردیم تا او را به بیمارستان ساری منتقل نماییم که متاسفانه به علت شرایط بسیار ناپایدار جسمی بمحض انتقال از بخش به داخل آمبولانسی که از امکانات لازم برخوردار نبود، اکسیژن خون وی افت بسیار زیادی پیدا کرد و به اجبار به ادامه درمان در همان بیمارستان نکا راضی شدیم.
به همراه فرزندم همه توان و تلاشمان را برای بهبودی حال همسرم به کار بردیم؛ از کمک گرفتن از دوستان متخصص و مجرب، پزشک از ساری بر بالین دکتر، مشاوره با پزشکان داخل و خارج از کشور، دست به دامان استاندار مازندران شدن برای تهیه دستگاه دیالیز پرتابل در اتاق آی سی یو بیمارستان نکا تا تهیه داروهای کمیاب به لطف همکاری با ارزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران. این درمان ها و افت و خیز شدت بیماری تا پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ ادامه پیدا کرد و سرانجام پس از تحمل ۴۰ روز درد و رنج ساعت ۹: ۱۷ دقیقه بامداد همان روز که مصادف با نیمه شعبان بود، قلبش از کار ایستاد و به فیض شهادت نائل شد.
گلنوش کبیری همسر این شهید مدافع سلامت که دارای مدرک ارشد مشاوره در مامایی است، در گفتگو با خبرنگار ایرنا بیان نمود: دکتر غلامی یکی از نفرولوژیست های باسواد، بی ادعا و متعهد ساری در تمام این ۴۰ روز باوجود نظر خیلی از همکاران دکتر که ناامید از درمان بودند، بسیار مصمم با دستورات پزشکی صحیح ما را به ادامه درمان دکتر تشویق می کرد و البته نتایج بسیار خوبی هم گرفتیم اما متاسفانه ویروس کرونا ناشناخته بود و درمان آن، ناشناخته تر. دکتر غلامی پس از فوت مجتبی در پیام تسلیتی نوشت، به نظرم همه این کارها برای این بود که ایشان در نیمه شعبان و روز پنجشنبه از این دنیا بروند و خدا ایشان را دوست داشته که چنین تقدیر کرده است. تسلیت و تاسف از دست دادن ایشان و شکر از شرایط بوجودآمده که در روز و شب خاص که برای هرکسی این توفیق نیست.
همسر این شهید مدافع سلامت اضافه کرد: واقعا باید این رنج ها ۴۰ روز ادامه پیدا می کرد تا به بامداد نیمه شعبان برسد چون که دکتر عابدیان عاشق خاندان رسول الله (ص) و به ویژه امام زمان (عج) بود. یکی از علایق دکتر مطالعه در رابطه با حضرت ولی عصر (عج) و علائم و آثار ظهورش بود. او ارادت خاصی به آن حضرت داشت و چند روز پیش از بیماری، خواب صاحب الزمان را دیده بود که مهدی موعود به او بشارت داده بود که تو سرباز من هستی و عاقبت هم در روز نیمه شعبان به آسمان ها پرکشید.
وی اظهار داشت: مدافعان سلامت مظلومانه به شهادت رسیدند. آنها هیچ وسیله دفاعی برای حفاظت از خود نداشتند. اوایل شیوع کرونا اطلاعاتی در مورد این ویروس وجود نداشت و کادر درمان گرفتار فشار و ناراحتی شدند و متاسفانه شد آن چه که نباید می شد.
کبیری اضافه کرد: با این که فشار روحی، روانی و جسمی بسیار سنگینی متوجه کادر درمان بود، آنها سلامتی و استراحت خویش را کنار گذاشتند و جانانه در خط اول مبارزه با این ویروس ایستادند و بِه درمان بیماران پرداختند، سلامتی دادند و جان بخشیدند و فدا شدند.
وی با اشاره به اینکه هیچ کس تا وقتی که به مصیبتی گرفتار نشده، نمی تواند درکی درست از سایرین داشته باشد و نباید فراموش نماییم مدافعان سلامت چه زجری کشیدند و رفتند، توضیح داد: حق شهدای سلامت و شاید بگویم همه شهدا به خوبی ادا نمی گردد، باید خاطره شهدا جاودانه شود و به بهترین نحو نامشان زنده بماند.


دغدغه دکتر عابدیان عرضه خدمات مجانی درمانی به مردم بود
همسر این شهید مدافع سلامت با اشاره به اینکه مجتبی زندگی آرام و بی حاشیه ای داشت، اظهار داشت: دغدغه اصلی زندگی او عرضه خدمات درمانی مجانی برای همه سطوح جامعه بود و بارها روش پیشنهادی خویش را با سازمان های ذی ربط در میان گذاشته بود اما اجل مهلتی برای دستیابی به این مهم برایش باقی نگذاشت.
کبیری تصریح کرد: دکتر که همیشه و در همه حال در بیمارستان حضور داشت، همزمان با شیوع کرونا مهربانانه به مداوای بیماران پرداخت و در حالیکه حدود ۲ سال مرخصی استفاده نشده داشت و می توانست از این طریق تعداد کشیک های کاری خویش را کم کند و به نگرانی همسر و فرزندش توجه کند، از این کار خودداری کرد و تا آخرین توان خود برای نجات بیماران مبتلا به کرونا در بیمارستان بوعلی نکا کوشش کرد. به او می گفتم حداقل چند روز به بیمارستان نرو و در این وضعیت، خودت را از ویروس دور نگهدار اما او می اظهار داشت که مردم و همکاران پزشکم گناه دارند، اگر نروم بار کاری کشیک های من به گردن آنها می افتد و سرانجام هم از ابتلای به این ویروس منحوس در امان نماند.
اقدامات مدیریتی عابدی شهید مدافع سلامت
همسر شهید عابدیان اذعان داشت: تعهد، دلسوزی، اهمیت دادن به خواسته های به حق بیماران، مرمت و بازسازی ساختمان قدیمی درمانگاه بهشهر، ایجاد امکانات رفاهی برای کارکنان و عرضه خدمات نوین در آن مراکز، نمونه هایی از لیاقت، کفایت و تدبیر وی در امر مهم مدیریت بود. دکتر عابدیان به علل شخصی، مهرماه ۱۳۹۲ از سمت ریاست درمانگاه بهشهر کناره گیری کرد و در بخش اورژانس بیمارستان بوعلی نکا در کسوت پزشک اورژانس به طبابت ادامه داد و با محبت، دلسوزی و مردمداری به درمان جسم و جان بیماران و دستگیری از نیازمندان پرداخت.
کبیری افزود: مجتبی بیست و اندی سال، دانش، مهارت و تجربه خود در زمینه طبابت را با همدلی، همدردی، مردمداری و دستگیری از نیازمندان همراه کرده بود، صادقانه و با خلوص نیت به درمان بیماران پرداخت. عشق به همنوعان و همه مخلوقات الهی را در قلب رئوفش جا داده بود.
وی اظهار داشت: او پزشکی با سواد و نیک خصلت بود که همه عمر خویش را وقف کمک، رفاه و شادی دیگران کرد به خاطر خوش قلبی، خوش طینتی و رحمی که به دیگران داشت، بیماران تلاش می کردند در شیفت های کاری او به بیمارستان رجوع کنند و معمولاً آنچنان که خودشان می گویند با یک نسخه او درمان می شدند.
کبیری افزود: بیشتر کشیک های بیمارستانی مجتبی شب ها بود و با وجود این که به خاطر سختی کار و بی خوابی های شبانه همیشه خسته بود، هر زمان، کسی از او تقاضای کمک می کرد، دریغ نمی کرد. میتوان گفت زنگ موبایل او برای مشاوره های پزشکی و یا درخواست کمک، قطع نمی شد و امکان نداشت تماسی را بی پاسخ بگذارد و یا از روی عمد پاسخ ندهد.
کسب ۱۳ سال مقام قهرمانی در مسابقات تنیس روی میز
همسر این شهید مدافع سلامت اظهار داشت: دکتر عابدیان در کنار مسئولیت و شغل حساس خود تمرینات ورزشی در رشته تنیس روی میز را کنار نگذاشت. کسب مقام قهرمانی در مسابقات انفرادی و گروهی کشوری تنیس روی میز تأمین اجتماعی طی ۱۳ سال پیاپی و سایر مسابقاتی که سازمان های مختلف همچون نظام پزشکی برگزار می کرد، تاییدی بر علاقه، استعداد و تلاش فراوان او در این حوزه بود تا جایی که توانست مدرک مربی گری بین المللی تنیس روی میز را دریافت کند. مجتبی علاوه بر استعداد کم نظیری که در یادگیری دروس دانشگاهی داشت، به آموختن و کسب مهارت در رشته کامپیوتر در آموزشگاه های آزاد، یادگیری علوم دینی و هنری و همینطور انجام فعالیتهای ورزشی پرداخت.


برشی از زندگی شهید عابدیان
همسر این شهید مدافع سلامت اذعان داشت: مجتبی پنج دیماه ۱۳۴۷ مصادف با شب میلاد امام حسن مجتبی (ع)، در شهرستان قائمشهر به دنیا آمد. پدر وی در کارخانه نساجی قائم شهر مشغول به کار و مادرش خانه دار بود. او فرزند دوم و پسر بزرگتر خانواده بود و ۲ خواهر و یک برادر داشت. دوران تحصیلات ابتدایی تا متوسطه را در زادگاه خود قائمشهر طی کرد.
در حالی که بسیار آرام، صبور، مهربان، فرزند خلف و مسئولیت پذیر خانواده بود، پس از دوران دبیرستان و آغاز تصمیم به منظور زندگی شغلی و اجتماعی از آنجاییکه علاقه فراوانی به کسب علوم دینی داشت، تصمیم خویش را در خصوص یادگیری علوم حوزوی و طلبه شدن به خانواده اعلام نمود. از طرفی آن ایام مصادف با جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران بود و او هم مانند خیلی از جوانان آن زمان، برای اعزام به جبهه های جنگ از مادر و پدر کسب اجازه کرد اما نظر مادر این بود که به خاطر استعداد و توانمندی بهتر است در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد و دین خویش را با درمان بیماران ادا کند و او به خاطر احترامی که برای مادر قائل بود، از تصمیم خود منصرف و بعد از شرکت در کنکور در دانشگاه علوم پزشکی بابل پذیرفته شد و تحصیلات دانشگاهی خویش را آغار کرد.
کبیری افزود: وی سال ۱۳۷۷ بعد از آخر دوران سربازی در بیمارستان تأمین اجتماعی سمنان مشغول به کار شد و با سمت های مختلفی مانند مدیر بیمارستان و کارشناس درمان استان خالصانه انجام وظیفه کرد. سپس با قبول مسئولیت سرپرستی درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان های چالوس و پس از مدتی نکا و سپس بهشهر، خدمات ارزشمند ای در عرضه خدمات درمانی در دوران مدیریت خود به یادگار گذاشت.
وی افزود: دکتر عابدیان مهرماه ۱۳۷۳ در اواخر دوران دانشجویی ازدواج کرد و در سال ۱۳۷۴ صاحب فرزند پسری به نام علی راد شد. پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه علوم پزشکی بابل، تابستان ۱۳۷۶ دوره نظام وظیفه را بعنوان پزشک سپاه پاسداران و به انتخاب خود در استان هرمزگان در درمانگاه سپاه شهرستان میناب که از مناطق محروم بود، شروع کرد. از همان سال ها پس از اطلاع از شرایط سخت مردم محروم برای دسترسی به پزشک و درمان، در ایام تعطیل به مناطق محروم اطراف میناب می رفت و بیماران را معاینه می کرد.


نحوه آشنایی و ازدواج
همسر شهید عابدیان در مورد نحوه آشنایی و ازدواج خود با مجتبی هم اظهار داشت: تابستان سال ۷۲ که اخیرا از مقطع کارشناسی رشته مامایی فارغ التحصیل و منتظر شروع طرح و اشتغال به کار بودم، بهتر دیدم برای آشنایی با کامپیوتر و مهارت های استفاده از آن در یک کلاس ثبت نام کنم، مجتبی که بِه علوم کامپیوتر بسیار علاقه داشت همزمان با دوران دانشجویی به تدریس دروس و مهارت کامپیوتر در یکی از مراکز آموزش کامپیوتر در ساری مشغول به کار بود. در آنجا با هم آشنا شدیم و سال ۷۳ ازدواج کردیم و صاحب یک فرزند پسر شدیم.
کبیری اضافه کرد: مجتبی، همسر و پدری بسیار مهربان بود، یکی از صدها خاطرات زیبایی که از محبت پدرانه او نسبت به تنها پسرش در یاد مانده اینست که در گذشته به علت شدت گرمای هوا در جنوب، برق منازل بارها و بارها و به مدت طولانی قطع می شد و برای اینکه پسرش که تنها یک سال و چند ماه از سنش می گذشت، گرمازده نشود، ملحفه او را با آب خنک، مرطوب می کرد و با بادبزن به خنک کردن علی راد مشغول می شد. او بهترین یار و یاور برای همسر، فرزند و خانواده اش بود.
وی خاطرنشان کرد: دکتر مهربان و دلسوز که ساکن ساری بود علاوه بر مشغله های کاری و زندگی خود، رسیدگی به مسائل خانواده و اقوام، بخصوص پدر، مادر، خواهران، برادر و فرزندان آنها از دغدغه های همیشگی او بود. پدر وی سال ۱۳۹۶ بر اثر بیماری دارفانی را وداع گفت و او مسئولیت مادر، خواهر و برادرش را بر عهده گرفت و لحظه ای از رسیدگی به مسائل آنها غافل نشد؛ احترام و توجهی که خانواده خود و خانواده همسر نشان می داد مثال زدنی بود.
کبیری با اشاره به اینکه مجتبی لبریز از عشق به زندگی و امید بود، اضافه کرد: وی در میان اقوام، آشنایان و دوستان، بسیار عزیز بود و از هیچ کس انتظاری در برابر خوبی هایش نداشت و محبت او بی منت و از صمیم قلب پاکش بود. در ۲۷ سال زندگی با دکتر جز ادب، احترام، قدر شناسی، گذشت، اغماض، صبوری، دعوت به صبر از او چیزی ندیدم.
دعا و آرزوی مجتبی
همسر این شهید مدافع سلامت اظهار داشت: وقتی مجتبی نماز می خواند از او می پرسیدم در سجده هایت از خدا چه می خواهی و چه دعایی می کنی، می گفت از خدا فقط خود خدا را می خواهم و بس. آرزو داشت پس از بازنشستگی در نقطه ای کوهستانی زندگی کند و علوم دینی را به صورت کامل فرا بگیرد و در خلوت خود به عبادت و تحقیق در امور دین بپردازد.
کبیری افزود: همه می گفتند دکتر بسیار مظلوم بود اما این مظلومیت دلیل بر ناتوانی او نبود بلکه یک انتخاب رفتاری درست برای نشان دادن خصلت با ارزش و کمیاب گذشت و ایثار بود. البته بسیار حق طلب و آزاده بود و به رعایت انصاف و عدالت بسیار اهمیت می داد. آرام و مهربان و همیشه خندان بود. زندگی را سخت نمی گرفت. گذشت و رأفت و خلوص نیت با ذات پاکش عجین بود. به غریب و آشنا، دوست و دشمن محبت می کرد و هیچ حرف یا رفتار ناشایستی را از دیگران به دل نمی گرفت. در طول دوران زندگی با ارزشش هر چقدر سالهای زندگی را طی می کرد وارسته تر و پاک تر می شد.
به جرأت میتوان گفت از شریفترین، رئوف ترین، با گذشت ترین و مهربان ترین انسان های روی زمین بود. از امام صادق (ع) سخنی را خوانده بودم که بهشتیان چهار علامت دارند، روی گشاده، زبانی نرم، دلی مهربان و دستی دهنده. می دیدم که همه اینها در وجود پاک مجتبی یکجا جمع شده است.


اشک شوق برای رفتن به کربلا
همسر شهید عابدیان اذعان داشت: خاطره با ارزشی از چگونگی سفر دکتر برای نخستین بار به کربلای معلی به یادگارمانده است، شبی دکتر به دیدن مادرش رفته بود و مادر پس از خواندن نماز از وی خواست برایش زیارت عاشورا بخواند. وی در سر خیال کربلا و زیارت سالار شهیدان را داشت و امید که دعای مادر به درگاه خدا برآورده شود و او عازم سفر اربعین شود. همزمان با خواندن این زیارت یکی از دوستانش از بابل با وی تماس گرفت و برای سفر به کربلا در اربعین همان سال بعنوان پزشک موکب دعوتش کرد و اشک شوقی بود که هر بار با گفتن این خاطره از چشمان دکتر می چکید.
کبیری اضافه کرد: آن سال مجتبی عازم کربلا شد و با صبوری، سعه صدر و عاشقانه به درمان زوار ابا عبدالله پرداخت. ستاد مردمی پیاده روی اربعین حسینی راهیان کربلا، موکب حضرت فاطمه الزهرا (س) در وصف ایثار و فداکاری دکتر اینچنین نوشت «دکتر عابدیان، پزشک خستگی ناپذیر، خادم سیدالشهدا (ع) ۲ سال در موکب فاطمه الزهرا (س) حضور داشت و خالصانه به زوار اربعین سید الشهدا (ع) حدمت می کرد، این شهید عزیز علاوه بر تلاشهای فراوان برای رسیدگی و مداوای بیماران در ایام شیوع کرونا، در روزهای اربعین هم خالصانه به زوار بیمار خدمت و بارها با هزینه شخصی خود دارو و اقلام مورد نیاز موکب در بخش درمانی را تهیه می کرد».
به تعبیر رسای رهبر معظم انقلاب اسلامی، اوج این افتخار ملی متعلق است به مجموعه درمانی کشور، اینها جان خود و سلامت خویش را فدای مردم کردند و یک خاطره خوش از جامعه درمانی کشور در ذهن ملت خواهد ماند.
وی افزود: پس از وفات همسرم در رویاهای صادقه از مقام بالای وی در عرش الهی و بعنوان فرشته مقرب الهی بشارت دادند و الحق که سزاوار چنین مقامی در بارگاه عدل الهی بود. چه سرفراز و با افتخار خوش عاقبت شد. میتوان گفت یک عمر مانند مولایش حضرت علی (ع) زندگی کرد، مجتبی در جواب درخواست کمک نیازمندی که به خاطر سرما از او لباس گرم خواسته بود، بی درنگ کاپشن خویش را در خیابان و سرما درآورد و به آن شخص هدیه کرده بود.
خانواده های محروم زیادی بودند که دکتر عابدیان از نظر مالی و درمان و دارو به آنها رسیدگی می کرد و پس از وفاتش حسرتی بود که از رفتنش بر دل های آنها نشست و البته این یادگار نیک ایثار و رسیدگی به محرومان ان شاء الله در نسل های وی هم ادامه پیدا خواهد نمود. دنیا گنجایش خوبی ها و صفات نیک انسانی او را نداشت. رد پای مهربانی ها و خوبی هایش در قلب های آشنا و بیگانه، ماندگار و نام و یادش تا ابد جاودانه خواهد ماند.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.



منبع:

1401/06/14
11:20:22
5.0 / 5
32
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
کارت خوب

کارت ویزیت خوب